مرتضى مطهرى
58
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آغاز حيات مىرود تا آن را با ارادهء خداوند مربوط كند مولود همين فكر يهودى است . اين فكر يهودى تدريجا شيوع پيدا كرد و همه جا را گرفت و متأسفانه متكلمين اسلامى هم تحت تأثير همين فكر يهودى قرار گرفتند . و البته همان طورى كه قبلًا اشاره شد ، در طرز تعليم قرآنى « آن » دخالتى ندارد . * قبلًا اشاره كرديم كه در زمان ما اين مسئله مطرح است كه آيا بشر قادر خواهد بود كه موجود زنده بسازد ؟ آيا خواهد توانست كه مثلًا نطفه مصنوعى انسان بسازد كه پس از قرار گرفتن در رحم يا محيط مناسب ديگرى به صورت يك انسان كامل درآيد ؟ و گفتيم كه يك دسته الهيون كه طرز تفكرشان در رابطهء حيات با ارادهء خداوند ، متوجه موارد استثنائى و آغاز پيدايش حيات است جداً منكر اين مطلب مىباشند . ولى روى طرز تعليمى كه ما از قرآن مىگيريم بايد گفت مانعى ندارد . اين مسئله محتاج به توضيح است و از دو جنبه بايد مورد نظر قرار گيرد : يكى از اين نظر كه پيچيدگى ساختمان موجود زنده چه اندازه است و آيا بشر روزى خواهد توانست به تمام رموز و اسرارى كه در تركيب مادى اجزاء يك سلول زنده به كار رفته پى ببرد و قانون طبيعى به وجود آمدن يك سلول زنده را كشف كند و يا هرگز نخواهد توانست و هرگز به رمز اين قانون پى نخواهد برد ؟ از اين نظر ما به هيچ وجه نمىتوانيم اظهار نظر بكنيم زيرا خارج از صلاحيت ماست . آن مقدارى كه اهل فن گفته و مىگويند اين است كه : « چيزى كه از خلقت زمين و سيارات و منظومههاى شمسى و از همهء كائنات بالاتر و مهمتر است مادهء « پروتوپلاسم » است » . نظر ديگر اينكه آيا اگر بشر روزى موفق شد و قانون خلقت جانداران را كشف كرد - همان طورى كه بسيارى از قوانين ديگر موجودات را كشف كرده - و تمام شرايط و اجزاء مادى تركيب موجود زنده را به دست آورد و عيناً نظير مادهء زندهء طبيعى را ساخت ، آيا آن موجود مصنوعى حيات پيدا مىكند يا نمىكند ؟ . جواب اين سؤال اين است كه : قطعا حيات پيدا مىكند ، زيرا محال است كه شرايط وجود يك افاضه كاملا فراهم شود و آن افاضه تحقق پيدا نكند . مگر نه اين است كه ذات احديت ، صمد و كامل مطلق و فيّاض على الاطلاق است ؟ مگر نه اين است كه واجب الوجود بالذات